الوقت- نتانیاهو که در صحنه سیاسی سرزمینهای اشغالی بارها ثابت کرده شعبدهبازی قهار در گریختن از بزنگاههای بحرانی است اکنون بار دیگر خود را در معرکهای بزرگ گرفتار میبیند. در حالی که این روزها متحدانش در پارلمان یکی پس از دیگری در حال پشت کردن به او هستند سایه مرگ سیاسی را بیش از هر زمان دیگری روی سر خود حس میکند.
ماجرا از آنجا آغاز شد که کنست رژیم صهیونیستی در روز چهارشنبه (30 اردیبهشت) پیشنویس طرح انحلال خود را در مرحله قرائت مقدماتی به رأی گذاشت، طرحی که با حمایت کمسابقه و اکثریت قاطع 110 نماینده به تصویب رسید و هیچ رأی مخالفی نیز در آن ثبت نشد. با این حال، این رأی تنها آغاز مسیر قانونی است و برای نهایی شدن آن، سه مرحله دیگر از بررسی و رأیگیری باقی مانده که طی هفتههای آینده ادامه خواهد داشت.
با تصویب این مرحله مقدماتی، روند حقوقی انحلال پارلمان وارد فاز جدیتری شده و اکنون بحث تعیین زمان انتخابات زودهنگام در دستورکار قرار گرفته است. بر اساس تقویم سیاسی موجود، دوره کنونی کنست در ماه اکتبر به پایان میرسد و انتخابات نیز در 27همان ماه برنامهریزی شده است، بنابراین در صورت نهایی شدن طرح انحلال، با توجه به روندهای قانونی انتخاباتی در اسرائیل احتمال زیادی وجود دارد که انتخابات در همان چارچوب زمانی از پیش تعیین شده برگزار شود و تغییر چندانی در موعد آن ایجاد نگردد.
این دومین بار در تاریخ رژیم صهیونیستی محسوب میشود که پارلمان این رژیم به انحلال خود رأی میدهد، پیشتر در ژوئن سال ۲۰۱۹ نیز چنین تصمیمی اتخاذ شده بود، باز هم در دوره نخستوزیری نتانیاهو که در آن زمان نیز فضای سیاسی اراضی اشغالی را وارد مرحلهای از بیثباتی و رقابتهای انتخاباتی زودهنگام کرد.
رأی تاثیرگذار حریدیها
اگرچه رهبران اپوزیسیون از ماهها پیش در پی تصویب طرح انحلال کنست بودند اما پیشبرد این ابتکار بدون همراهی بخشی از احزاب درون ائتلاف حاکم امکانپذیر نبود. در نهایت، با پیوستن احزاب «حریدی» و متحدان نتانیاهو به این روند، شرایط لازم برای پیشبرد این پروژه سیاسی فراهم شد.
در واقع، درخواست انحلال از سوی جریانهای حریدی پس از آن شدت گرفت که نتانیاهو به طور صریح به رهبران این احزاب اعلام کرد قصد ندارد قانون معافیت از خدمت اجباری در ارتش را تصویب کند، درحالی که پیشتر از این مطالبه به صورت آشکار حمایت کرده بود. این تغییر موضع، واکنش تند احزاب مذهبی را به دنبال داشت و عملاً نشان داد شکافهای درون ائتلاف به مرحلهای رسیده که دیگر امکان مدیریت سیاسی آن وجود ندارد.
موضوع معافیت یهودیان ارتدوکس افراطی از خدمت سربازی در سالهای اخیر به یکی از چالشهای مهم داخلی اسرائیل تبدیل شده است. این معافیت که از ابتدای تأسیس اسرائیل برای طلاب مدارس دینی برقرار بود، با افزایش جمعیت این گروه و نیاز فزاینده ارتش به نیروی انسانی، به موضوعی مناقشهبرانگیز تبدیل شد. همزمان با تشدید فشارهای امنیتی، حضور طولانی نیروهای ذخیره و فشار بر جامعه سکولار، انتقادات نسبت به نابرابری در تقسیم بار نظامی افزایش یافت.
این مسئله شکاف اجتماعی را عمیقتر کرد و به تنش سیاسی در ائتلاف حاکم انجامید. احزاب مذهبی خواستار تثبیت قانونی معافیت شدند، اما دولت در برابر این مطالبات مقاومت کرد. در نهایت، این اختلافات به افزایش شکاف میان طرفین و تضعیف انسجام ائتلاف سیاسی منجر شد.
در ظاهر، اختلاف بر سر معافیت یهودیان ارتدوکس افراطی از خدمت سربازی عامل اصلی انحلال کنست معرفی شده اما واقعیت این است که سیاستهای تهاجمی در سطح منطقه و درگیری در چندین جبهه، هزینههای امنیتی و نظامی سنگینی بر ساختار اقتصادی و اجتماعی این رژیم تحمیل کرده است.
این وضعیت موجب افزایش نگرانی در بخشهایی از جامعه و میان نخبگان سیاسی شده و نمایندگان را به سمت خود انحلالی سوق داده است. بنابراین، رهبران احزاب تصمیم گرفتهاند که سرنوشت سیاسی بار دیگر از طریق صندوقهای رأی تعیین شود تا مسیر آینده حکومت و ترکیب قدرت سیاسی از نو بازتعریف گردد.
در چنین شرایطی احزاب و جریانهای سیاسی با درک شکنندگی وضعیت موجود، تلاش دارند پیش از برگزاری انتخابات پارلمانی، موازنه قدرت را تغییر داده و با کنار زدن نتانیاهو از رأس ساختار اجرایی، مسیر را برای بازآرایی گسترده در معادلات قدرت داخلی هموار کنند.
پیامدهای انحلال کنست
انحلال کنست میتواند پیامدهای مهمی در سه حوزه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی داشته باشد.
در صورت نهایی شدن انحلال، اسرائیل ناچار به برگزاری انتخابات زودهنگام خواهد شد، انتخاباتی که نه تنها سرنوشت کابینه نتانیاهو را تعیین میکند بلکه میتواند توازن قدرت در ساختار سیاسی این رژیم را نیز دگرگون سازد.
در این شرایط، کابینه نتانیاهو به صورت موقت و با اختیارات محدودتری به فعالیت ادامه میدهد. همچنین، تشدید اختلافات میان احزاب ائتلافی نیز میتواند روند تصمیمگیریهای مهم بهویژه در حوزه امنیتی و جنگی را با اختلال مواجه کند. از سوی دیگر، فضای بیثبات سیاسی فشار افکارعمومی و رقبا را بر کابینه افزایش میدهد و سرنوشت ادامه قدرت نتانیاهو را به نتیجه انتخابات پیشرو گره میزند.
از آنجا که نتایج نظرسنجیها از احتمال شکست حزب نتانیاهو و جریان راستگرا حکایت دارد، انحلال کنست میتواند برای او ریسکی جدی و حتی نقطه پایانی بر حیات سیاسی سه دههای تلقی شود. در شرایطی که نتانیاهو هماکنون با پروندههای متعدد فساد مالی و حقوقی روبهروست، فروپاشی کابینه و شکست در انتخابات پیشرو میتواند موقعیت او را بهمراتب تضعیف کرده و فشارهای قضایی و سیاسی بر وی را افزایش دهد.
علاوهبراین، مخالفان بنیامین نتانیاهو نیز همچنان با شکافهای عمیق داخلی دستبهگریباناند و تاکنون موفق نشدهاند بر سر یک راهبرد واحد برای تشکیل دولت آینده به اجماع برسند. این پراکندگی سیاسی، چشمانداز ایجاد یک ائتلاف منسجم را تضعیف کرده و رقابت میان جریانهای مخالف را پیچیدهتر ساخته است. در نتیجه، احتمال شکلگیری مجدد پارلمانی شکننده همچنان بالاست؛ پارلمانی که در آن ائتلافها از ثبات کافی برخوردار نیستند و فرآیند تشکیل دولت با دشواریهای جدی روبهرو میشود. در چنین شرایطی، هر دولت احتمالی ناگزیر خواهد بود برای بقا به توافقهای موقت و شکننده تکیه کند؛ موضوعی که کارآمدی حکمرانی را بهطور قابل توجهی کاهش میدهد.
در حوزه اقتصادی، عدم ثبات سیاسی میتواند اعتماد سرمایهگذاران داخلی و خارجی را کاهش دهد و نوسان در بازارهای مالی، بهویژه بورس تلآویو و ارزش شِکِل ایجاد کند و حتی پروژههای بلندمدت دولتی نیز ممکن است به تعویق بیفتند. این مسئله، با توجه به افزایش چشمگیر هزینههای نظامی در سه سال گذشته میتواند فشار مالی مضاعفی را بر دوش شهرکنشینان بگذارد.
از نظر اجتماعی، انحلال کنست میتواند شکافهای سیاسی و اجتماعی را بهویژه میان گروههای مختلف ایدئولوژیک و قومی تشدید کند. بنابراین، فضای عمومی ممکن است قطبیتر شود و اعتراضات خیابانی افزایش یابد.
در نهایت، انحلال احتمالی کنست را باید نشانهای از تشدید شکافهای سیاسی، اجتماعی و ایدئولوژیک در داخل رژیم صهیونیستی دانست که حتی انتخابات پیشرو نیز بعید است بتواند به تنهایی آنها را ترمیم کند و احتمالاً این رژیم را وارد دورهای تازه از بیثباتی مزمن سیاسی خواهد کرد.
